|
آگهی
امشب پيكار های جهانی وزنه برداری
2006 قهرمانی جهان در دومنیکن بود. رضا زاده بالا رفت و جهانیان باز هم او را به
سان هرکول نیرومند و بی همتا دانستند. بسیار خوب است که ما چنین مردی داریم ولی چرا
همچون غربیان از داشته هایمان بیشترین سود را نبریم؟
این که رضا زاده به عنوان یک
وزنه بردار نام ایران را پر آوازه خواهد کرد درست و بسیار خوشحال کننده است ولی چرا
همانگونه که غربیان از بزرگان خود برای شناساندن فرهنگ و شهریگری (تمدن)- شان سود
می برند ما نیز چنین نکنیم. چرا باید یک کودک هفت ساله در دورافتاده ترین روستاهای
برزیل هرکول اروپاییان را بشناسد ولی رستم ما را تنها دانش پژوهان با تلاش؟ این
نشان می دهد که این که ما دم از نداشتن توان رویارویی با نیروی تبلیغاتی غرب
می زنیم تنها یک بهانه و شانه خالی کردن از تلاش برای شناساندن خودمان است. تا
امروز رضا زاده تنها نام "ابالفضل" را بر زبان می آورد، که از دید من نمی تواند حتی
بار تبلیغاتی دینی داشته باشد چون کسی زحمت پی بردن به نامی نا آشنا که یک ورزشكار
بر زبان می آورد به خود نمی دهد ولی اگر آن نام آشناتر باشد، مانند نام ایران، مردم
جهان چهره ای درخشنده تر از ایرانیان در یاد خواهند داشت. از دید من اگر او قصد
تبلیغات دینی هم دارد باید نام کسان آشناتری مانند پیامبر اسلام و یا نخستین پیشوای
شیعیان را بر زبان می آورد. البته اگر هدف او از آوردن نام "ابالفضل" تنها نشان
دادن ارادتش به ایشان است جای هیچ خرده گیری نیست.
از گفتار اصلی کمی دور شدم. سخنم
درباره ی این است که چرا ما نباید بکوشیم تا به واسطه ی نامداری رضا زاده نام "رستم
دستان" را بر سر زبان ها بیاندازیم. چرا باید در روزنامه های ایران هم به جای
"رضا زاده؛ رستم نوین" بنویسند "رضا زاده؛ هرکول ایران" ؟ چرا آقای "خراسانی"
گرداننده (مجری)- ی برنامه ی ورزشی پخش پيكار های وزنه برداری دومنیکن به جای
"رضا زاده؛ رستم نوین" می گویند: "رضا زاده؛ هرکول ایران" ؟
از دید من تنها دو پاسخ می تواند
باشنده باشد: یکی این که اینان ناآگاه هستند و دیگر آن که می خواهند نشان دهند
زبانزد "مرغ همسایه غاز است." درست است و می خواهند به جهانیان نشان دهند که فرهنگ
ایران بسیار توانمند است که زبانزد های آن همیشه درست هستند!!
در زیر دو نمونه ی دیگر برای این
میهن دوستی ( خاله خرسانه ی !!) آنان می آورم:
1. آقای خيابانی در گزارش هایش
می گوید "پاشنه ی آشیل فلان تیم فلان بازیكن هست". (جایگزین پاشنه ی آشیل = چشم
اسفندیار -> نمایانگر نقطه ضعف )
2. برخی از ستاره شناسان ایرانی به
سیاره ی ناهید می گویند "ونوس الهه ی زیبایی". (ونوس الهه ی زیبایی = ناهید الهه ی
پاكی)
به امید روزی که آنان که رسانه های
گروهی را در دست دارند میهن پرستی راستینی را رو کنند.
امیدوارم روزی فرا رسد که یک نوجوان
ایرانی، و در سطح گسترده تر یک نوجوان زمینی، به جای آن که بخواهد "هرکول" باشد
آرزوی "رستم" بودن داشته باشد و یا این
که به جای آن که بخواهد به جای آن جوان مو بور تیرانداز در فیلم "ارباب حلقه ها"
باشد آرزوی "آرش تیرانداز" بودن در سر داشته باشد.
زمان نگارش: 1385
خورشیدی
|