No Image

نظر سنجی

پایگاه Khorshidvash.com را چگونه می بینید؟
 

آیف.خورشیدوش

آموزشکده اینترنتی فیزیک خورشیدوش

دنبالک های تصویری

آمار بازدیدها

آمار از 23 تیر 85 در وبگذر


آمار از 12 آبان 86 در موتیگو


آمار Google Analytics
No Image
No Image
No Image
غزل 128 حافظ با تفسیر استاد احمد عزتی پرور
امتیاز: / 5
بدعالی 
Iran - انجمن آموزگاران زبان و ادبیات فارسی قم

 

 

 

آگهی  

 

 

  زمان برگزاری نشست: 23 فروردین 85

 

شماره ی غزل : ‌128          

غزل:

1.  نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد .......... بختم ار یار شود رختم از این جا ببرد

2.  کو حریفی کش سرمست که پیش کرمش . عاشق سوخته دل، نام تمنا ببرد

3.  باغبانا، ز خزان بی خبرت می بینم ............ آه از آن روز که بادت گل رعنا ببرد

4.  رهزن دهر نخفته است، مشو ایمن از او ..... اگر امروز نبرده است که فردا ببرد

5.  در خیال این همه لعبت به هوس می بازم ... بو که صاحب نظری نام تماشا ببرد

6.  علم و فضلی که به چل سال دلم جمع آورد. ترسم آن نرگس مستانه به یغما ببرد

7.  بانگ گاوی چه صَدا باز دهد،‌ عشوه مخر ... سامری کیست که دست از ید بیضا ببرد

8.  جام مینایی می سدره تنگ دلی است ....... منه از دست که سیل غمت از جا ببرد

9.  راه عشق ار چه کمین گاه کمانداران است .. هر که دانسته رود صرفه ز اعدا ببرد

10. حافظ ار جان طلبد غمزه ی مستانه ی یار .. خانه از غیر بپرداز و بهل تا ببرد

 

 

تفسیر و توضیح (از استاد احمد عزتی پروز):

 

بیت یکم:

نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد .. بختم ار یار شود رختم از این جا ببرد

در شهر نگاری برای برای عاشق کردن ما نیست اگر بخت یارم شود از اینجا سفر خواهم کرد.

 بالا

بیت دوم:

کو حریفی کش سرمست که پیش کرمش .. عاشق سوخته دل، نام تمنا ببرد

آن کرم کجاست تا عاشق پیش او تمنایش را بگوید.

واژگان:: 1. کش: چابک ،  2.حریف: هم سخن ،  3.تمنا: آرزو (کاری) که از دو سو انجام شود

 بالا

بیت چهارم:

رهزن دهر نخفته است، مشو ایمن از او .. اگر امروز نبرده است که فردا ببرد

اگر دهر تا کنون جوانی تو را از میان نبرده است، مطمئن باش که به زودی خواهد برد.

گریز:: 1.موی سر از بالای برج به پایین انداختن معشوق برای عاشق را رودابه برای زال انجام داده است.

واژگان:: 1.که: قطعا

 بالا

بیت پنجم:

در خیال این همه لعبت به هوس می بازم .. بو که صاحب نظری نام تماشا ببرد

ای کسی که  چشمانی دارد که زیبایی را می فهمند بگذار ببینمت پیش از آن که دهر زیباییت را از میان نبرده است.

واژگان::  1.تماشا: دو نفری با هم قدم زدن

گریز:: 1.خدا دنبال چشمی بوده است که زیبایی او را ببیند برای همین آدمی را آفرید.  2. آدمی برای آن که عشق خدا را درک کند باید نخست عشق آدمی دیگر را حس کند. عشق مجازی (زمینی) پلی است برای رسیدن به عشق حقیقی (آسمانی)

 بالا

بیت ششم:

علم و فضلی که به چل سال دلم جمع آورد .. ترسم آن نرگس مستانه به یغما ببرد

می ترسم دانش و فضلی که در این چهل سال آموختم چشم های تو آن ها را از میان ببرد

واژگان::  1.فضل: دانش های غیر دینی  2.فرض :‌ علوم دینی

گریز:: 1.دانش های دینی 3 گونه است و بیش از این 3 گونه اضافی است : علم به آیه های محکم خدا، علم به سنت پیامبر و علم به اجرای دادگری

 بالا

بیت هفتم:

بانگ گاوی چه صَدا باز دهد،‌ عشوه مخر .. سامری کیست که دست از ید بیضا ببرد

گاوی که سامری ساخت گاو راستین نبود، سامری عشق راستین نداشت که مایه ی درخشش دستش شود.

واژگان::  1.صَدا: انعکاس

 بالا

بیت هشتم:

جام مینایی می سدره  تنگ دلی است .. منه از دست که سیل غمت از جا ببرد

دلم تنگ است و غم همچو سیل به سوی من می آید و جام مینایی را از دست نده که سیل غم به سوی تو می آید.

گریز:: 1.جام می را از سفال درست می کردند و سد را هم از گل.  2.مینا به دو معنی است: یکی آسمان و دیگری جام شیشه ای (لیوانی) که رنگ آبی دارد، با واژه ی "مینو" هیچ ارتباطی ندارد.

 بالا

بیت نهم:

راه عشق ار چه کمین گاه کمانداران است .. هر که دانسته رود صرفه ز اعدا ببرد

آگاهانه پا به راه طلب و عشق بگذار تا ارزشمند باشد.

واژگان::  1.کمانداران: کسانی که ابروهای کمانی شکل دارند.   2.تیر: مژگان

 بالا

بیت دهم:

حافظ ار جان طلبد غمزه ی مستانه ی یار .. خانه از غیر بپرداز و بهل تا ببرد

یار جان می خواهد؟ خانه ی تن را که جای جان است و جان هم از برای معشوق است از خودت خالی کن تا ببرد.

واژگان::  غیر: خود آدمی

بالا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
No Image
No Image No Image No Image

فارسی را پاس بداریم

آگهی




No Image
© %1387 خورشیدوش
Mitra is Free Software released under the GNU/GPL License.
JoomSEF SEO by Artio.
No Image